تبليغاتX
خوسار هاما

خوسار هاما
 
خوانسار بهشتی دیگر ................ مشاهیر خوانسار..............
...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم دی 1390 توسط مهرناز

آداب و رسوم گذشته خوانساری ها 

در شهر خوانسار در ماههای محرم و صفر وجود مجالس روضه خوانی و رفتن و نشستن پای وعظ و مسئله و دیدن دسته های عزاداری  و سینه زنی از سرگرمی های واجب برای خانمها به شمار می رفت  و در ماههای غیر از محرم و صفر هم که مجالس روضه خوانی کم میشد خانمهای همسایه در منزل ما جمع می شدند  و مادرم برای آنها کتاب روضه میخواند و آنان گریه میکردند. بعضی از خانمها  اصرار داشتند با خانم های روسا معاشرت داشته باشند و این کار امتیازی بود  و چون معمولا این خانمها از شهر دیگری به شهر ما می آمدند  و از شهر های دیگر هم خاطراتی داشتند مطالب زیادی برای گفتن داشتند و جلسات آنان سرگرم کننده تر بود 

به نظر من بعضی از کسانی که به روضه خوانی میرفتند صرف نظر از جهات مذهبی و بعد معنوی ان و مظلومیت امام ، اگر زیاد گریه و بیقراری میکردند به این وسیله ناراحتی ها ، دردها  و مشکلات زندگی خود را با افشاندن اشک بیان میکردند و وقتی روضه تمام می شد بسیار محسوس بود که مقداری از دردها و ناراحتی های آنها کاسته شده و سبک می شدند و با آرامش خاطر بیشتری دوباره به جنگ زندگی و مشکلات می رفتند دردهایی که بیشتر معلول زندگی روزمره و برنامه هایی بود که همنوعان خود آنها برایشان فراهم کرده بودند و با این وصف هنوز هم سر را به طرف اسمان بلند می کردند  و از ترس اینکه غضب الهی بیشتر نشود خدا رو شکر میکردند 

برداشت های من در دوران طفولیت از دسته های عزاداری  و سینه زنی به راه انداختن علم و کتل و دسته های  سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زدن  بود  و چون بزرگتر شدم با یک جام برنجی در رل بچه های سقا  و جز نوحه خوانان و در دسته سینه زنان از خانه ای به خانه دیگر و از محله ای به محله دیگر می رفتم و این مسئله با برداشتی که من امروز دارم بسیار متفاوت است چون ان روزها این کارها را فقط به واسطه اینکه منشاء ثواب داشت انجام میدادم  ولیکن امروز واقعه کربلا را یک حماسه خدایی و مبارزه با جهل و بدبینی و جنگ با ظالمین و نجات مظلومان و احقاق امر به معروف و نهی از منکر میدانم .

(منبع : شصت سال زندگی من- ما و آنها    نویسنده : حسین صدر)


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 توسط مهرناز

آداب و رسوم مردم  خوانسار قدیم در فصل پاییز

مردم خوانسار در فصل پاییز که کارهایشان سبکتر  میشد محصولات کشاورزی را جمع آوری میکردند طلب های خود را می گرفتند گندم و سور و سات و سوخت زمستان را جا به جا میکردند انوقت به ادای نذر که برپا کردن مجلس روضه خوانی که توام با شام بود می پرداختند  . این اشخاص غالبا مومن واقعی بودند و قصدشان ریا نبود که به مقتضای وقت مجلس ترتیب دهند بلکه با توجه به وسع خود این کار را بدون تظاهر و ریا و صرفا از روی عقیده میکردند.

معمولا مقدمات کار از ماهها پیش فراهم می شد مثلا یکی دو عدد بره یا بیشتر در بهار خریداری و خیلی خوب از انها نگهداری  کرده و به فرزندان خود توصیه میکردند که به این بره ها خوب خدمت کنید چون آنها نذری امام حسین یا حضرت ابالفضل هستند  و انوقت برای نذری که در پاییز داشتند یک یا چند شب مراسم روضه خوانی برپا میشد و از مدعوین با شام که شامل ابگوشت و ماست بود و چای پذیرایی میکردند ذکر مصیبت و روضه خوانی بوسیله دو سه نفر انجام میشد و حق الزحمه روضه خوانها تا سال 1318 برای هر منبر از دو ریال تجاوز نمیکرد!!!سفره شام از پارچه قلمکار اصفهان و خیلی باریک بود و ایاتی از قران و اسامی ائمه روی ان چاپ شده بود رسم این بود ابتدا و قبل از اینکه خوردن شام آغاز شود چون قاشق و چنگال هنوز مد نشده بود و با دست غذا میخوردند چند نفر با افتابه و لگن و حوله ای که روی دوش داشتند خیلی مودب و به ترتیب و نخست جلوی مهمانانی که به لحاظ سنی و یا از نظر مقام محترم تر بودند می نشستند و مدعوین دست خود را می شستند و بعد از پایان شام هم این عمل تکرار می شد .ظروف غالبا مسی و خیلی تمیز و سفید کرده بود مهمانان کنار دیوار می نشستند و سفره در جلوی انها پهن می شد و شام اماده میگردید تهیه ابگوشت نذری که باید از هر جهت کامل باشد تخصص لازم داشت و پختن ان کار هر کس نبود بعضی که ثروتنمد بودند و امکانات بیشتری داشتند هیمن برنامه را اجرا میکردند  منتها به جای ابگوشت پلو خورشت می دادند اما مردم به برنامه انها که بیشتر جنبه ریا و تظاهر داشت توجهی نشان نمیدادند و برنامه نذری ابگوشت طبقات پایین اجتماع که با تنگدستی و زحمت بیشتر اما با خلوص نیت ادا میشد اعتقاد بیشتری داشتند و حتی به طرق مختلف به براورده شدن نذر انها کمک میکردند . توقع این  طبقه از نذرشان  ساده و محدود و منطقی بود مثلا نذر نمیکردند وزیر با وکیل شوند بلکه نذر میکردند مریض انها شفا یابد ، فرزندانشان سر و سامان یابند ، کسب و کار انها رونق پیدا کند و... و اتفاقا این نذرها در دلهای ساده انها امیدی  شبیه به توکل ایجاد میکرد و بر مبنای کوشش و فعالیت بیشتر در راه انجام ان قدم می گذاردند  و موفق هم می شدند.

(منبع: شصت سال زندگی  من - ما و انها     نویسنده : حسین صدر)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم آبان 1390 توسط مهرناز

آخوند ملا صادق سمیعی 

آخوند ملا صادق فرزند آخوند ملا کاظم است که نسب ایشان به ملا سمیع  می رسد .

مرحوم ملاسمیع از علما و فضلای قرن سیزدهم  است و در سال 1295 در سن هشتاد سالگی در نجف اشرف بدرود حیات گفته و در وادی السلام مدفون است . بنای مسجد جوزچه را به وی نسبت میدهند . مرحوم سمیع به سرودن شعر نیز می پرداخته است.مرحوم ملا صادق در سنه 1347 به رحمت حق پیوست مرحوم افسر اشعاری در مدح او سروده که بر لوح قبر ایشان نقش بسته و ابیاتی از آن چنین است :

امت خاص سید الثقلین                          شیعه خلص ابی الحسنین

نام نیکش محمد صادق                         کهف العمار حاجی الحرمین 

بحر فضل و کمال و زهد و ورع             جمله را بود مجمع البحرین


(منبع: اختران فروزان خوانسار   نویسنده : اقای حمیدرضا میرمحمدی)


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 توسط مهرناز

مدرسه مریم بیگم صفوی

 صدر الدین حسین مدفون در بقعه پیر خوانسار مرشد شیخ زاهد گیلانی و مراد شیخ صفی الدین اردبیلی نیای شاهان صفوی بوده است به همین مناسبت سلاطین صفوی توجه و عنایت مخصوص به این سامان داشته اند و مریم بیگم صفوی زوجه شاه طهماسب مدرسه ای در خوانسار ساخته است که هنوز باقی است . مدرسه مریم بیگم قدیمی ترین مدرسه علمیه در خوانسار است .این مدرسه حدود هزار و پانصد متر وسعت دارد . سید احمد روضاتی در مقدمه کتاب مناهج المعارف تالیف ارزشمند میرزا ابوالقاسم معروف به میرکبیر از علمای بزرگ شیعه در قرن دوازدهم بدون توجه به فاصله زمانی حیات و زندگی مریم بیگم صفوی و میر کبیر و نیز بدون در نظر گرفتن این موضوع که میرکبیر بخش عمده ای از حیات خود را در نجف سپری کرده و بخش دیگر از زندگی پر بار وی مصادف با سلطنت شاه سلطان حسین صفوی و استیلای افاغنه بر ایران بویژه اصفهان و خوانسار بوده است آورده است:«شاهزاده مریم بیگم صفوی که از بانوان صالحه زمان و ارادتمندان قدیم مولف کتاب مناهج المعارف یعنی علامه سید ابوالقاسم موسوی جعفری معروف به میر کبیر در اصفهان بوده یک باب مدرسه در خوانسار جهت طلاب ایشان ساخت که تا هم اکنون از مدارس عامره شهر محسوب می شود 

مدرسه مریم بیگم صفوی در سال 1306 توسط حاج میرزا محمد تقی خوانساری و در سال 1354 توسط مرحوم آیت الله سید حسین علوی رحمة الله علیه تعمیر و نوسازی گردیده است .نظام الشریعه بدیع در کتبه سر در مدرسه ماده تاریخ تعمیر مدرسه را چنین اورده است :«ز باب مدرسه باب علوم شد مفتوح »«1306 ه.ق»

مدرسه فوق در جنوب شرقی شهر خوانسار در کنار رودخانه خوانسار قرار دارد . این مدرسه بعد از تعمیر آن توسط آیت الله حاج سید حسین علوی موسوی به مدرسه علوی مشهور گشت در این مدرسه مردان بزرگی تعلیم و تربیت یافته اند که مایه فخر و مباهات اند.در دهه های اخیر این مدرسه زیر نظر مرحوم آیت الله حاج سید حسن علوی اداره و پس از رحلت ایشان توسط فرزندان ایشان بویژه حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج آقا مرتضی علوی اداره میگردد.

(منبع:جغرافیای خوانسار    نویسنده: آقای حمیدرضا میرمحمدی)


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 توسط مهرناز

امامزاده سید محمود

در شهر زیبا و کهن خوانسار سه بقعه متبرکه به نامهای بقعه پیر (شیخ اباعدنان) ٬ بقعه جلال الدین سلطان (بابا سلطان ) و بقعه بابا ترک موجود است. بقاع متبرکه فوق در کنار امامزاده هایی همچون امامزاده احمد٬ امامزاده سید صالح و... از مراکز زیارتی شهر خوانسار به شمار میرود.

امامزاده سید محمود(بابا ترک) در ضلع شرقی خوانسار واقع و به واسطه سرقت در و صندوق و عدم وجود سنگ نوشته در داخل ان  از مدفون و یا مدفونین داخل بقعه اطلاعی  در دست نیست اما بر اساس مشهور صاحب بقعه  از عرفای زمان صفویه بوده است.در جلوی در ورودی بقعه  ضلع جنوب غربی مجاور خیابان ۱۳ محرم تعداد ۳ سنگ قبر بر دیوار محوطه نصب شده است 

 


پ.ن : برای اطلاعات بیشتر در مورد این امامزاده به این لینک در وبلاگ خطم خالی مراجعه کنید



.: Designed By Night-Skin.com :.


[ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ]