اداب و رسوم پاییزی
آداب و رسوم مردم خوانسار قدیم در فصل پاییز
مردم خوانسار در فصل پاییز که کارهایشان سبکتر میشد محصولات کشاورزی را جمع آوری میکردند طلب های خود را می گرفتند گندم و سور و سات و سوخت زمستان را جا به جا میکردند انوقت به ادای نذر که برپا کردن مجلس روضه خوانی که توام با شام بود می پرداختند . این اشخاص غالبا مومن واقعی بودند و قصدشان ریا نبود که به مقتضای وقت مجلس ترتیب دهند بلکه با توجه به وسع خود این کار را بدون تظاهر و ریا و صرفا از روی عقیده میکردند.
معمولا مقدمات کار از ماهها پیش فراهم می شد مثلا یکی دو عدد بره یا بیشتر در بهار خریداری و خیلی خوب از انها نگهداری کرده و به فرزندان خود توصیه میکردند که به این بره ها خوب خدمت کنید چون آنها نذری امام حسین یا حضرت ابالفضل هستند و انوقت برای نذری که در پاییز داشتند یک یا چند شب مراسم روضه خوانی برپا میشد و از مدعوین با شام که شامل ابگوشت و ماست بود و چای پذیرایی میکردند ذکر مصیبت و روضه خوانی بوسیله دو سه نفر انجام میشد و حق الزحمه روضه خوانها تا سال 1318 برای هر منبر از دو ریال تجاوز نمیکرد!!!سفره شام از پارچه قلمکار اصفهان و خیلی باریک بود و ایاتی از قران و اسامی ائمه روی ان چاپ شده بود رسم این بود ابتدا و قبل از اینکه خوردن شام آغاز شود چون قاشق و چنگال هنوز مد نشده بود و با دست غذا میخوردند چند نفر با افتابه و لگن و حوله ای که روی دوش داشتند خیلی مودب و به ترتیب و نخست جلوی مهمانانی که به لحاظ سنی و یا از نظر مقام محترم تر بودند می نشستند و مدعوین دست خود را می شستند و بعد از پایان شام هم این عمل تکرار می شد .ظروف غالبا مسی و خیلی تمیز و سفید کرده بود مهمانان کنار دیوار می نشستند و سفره در جلوی انها پهن می شد و شام اماده میگردید تهیه ابگوشت نذری که باید از هر جهت کامل باشد تخصص لازم داشت و پختن ان کار هر کس نبود بعضی که ثروتنمد بودند و امکانات بیشتری داشتند هیمن برنامه را اجرا میکردند منتها به جای ابگوشت پلو خورشت می دادند اما مردم به برنامه انها که بیشتر جنبه ریا و تظاهر داشت توجهی نشان نمیدادند و برنامه نذری ابگوشت طبقات پایین اجتماع که با تنگدستی و زحمت بیشتر اما با خلوص نیت ادا میشد اعتقاد بیشتری داشتند و حتی به طرق مختلف به براورده شدن نذر انها کمک میکردند . توقع این طبقه از نذرشان ساده و محدود و منطقی بود مثلا نذر نمیکردند وزیر با وکیل شوند بلکه نذر میکردند مریض انها شفا یابد ، فرزندانشان سر و سامان یابند ، کسب و کار انها رونق پیدا کند و... و اتفاقا این نذرها در دلهای ساده انها امیدی شبیه به توکل ایجاد میکرد و بر مبنای کوشش و فعالیت بیشتر در راه انجام ان قدم می گذاردند و موفق هم می شدند.
(منبع: شصت سال زندگی من - ما و انها نویسنده : حسین صدر)